۳ اکتبر ۲۰۲۱
به یک نکتۀ دیگر نیز از باب نتیجهگیری موقتی به اجمال اشارهای میکنم : در دنیای جدید، دانشگاه را نمیتوان از نهادهای آموزش و پروش قیاس گرفت، اشتباهی که متولّیان و متصدِّیان انقلاب فرهنگی مرتکب آن شدند و با دست خود کشور را و خود را به تهلکه انداختند. دانشگاه تنها مکان انتقال علم نیست، که دولت بتواند به هر مناسبتی تصرفی در آن بکند؛ دانشگاه روحی در کالبد هر کشوری است و هیچ حرکتی در آن نیست که از این روح صادر نشود. از این حیث، تأکید مکرّر من بر اینکه دانشگاه یا ملّی است یا دانشگاه نیست، مندرج در تحت ملّیگراییهایی اصحاب علوم اجتماعی بومی و فعالان سیاسی نیست که آن را هم با فاشیسمی که نمیدانند چیست یکی میدانند. دانشگاه روحی در کالبد کشور و ملّت است و هر کوششی برای تصرف در آن روح خسارتی جبرانناپذیر بر آن وارد میکند. پیشتر، نظامهای کمونیستی، اتحاد جماهیر شوروی و چین، پیآمدهای چنین دخالتهای بیرویّه در دانشگاه را به تجربه دریافته و مجبور به عقبنشینیهای فاجعهباری شدهاند، که اینجا جای بحث دربارۀ آن تجربهها نیست. آنچه از نظر من دارای اهمیت است رویارویی با این شبحِ پیش روی ماست که ایران در آستانۀ وارد شدن به دورۀ بحرانی طولانی است که مدیریت و مهار آن بحران با این علم ایدئولوژیکی «مدرسه» و دانشگاه ممکن نخواهد شد. بدیهی است که مرا نمیرسد که بگویم «مدرسه» چه باید باشد، یا چه باید بکند، اما با تجربهای که از گذراندن در دانشگاههای داخل و خارج از بیش از نیمسده دارم، میتوانم بگویم که تصوری که متصدیان و متولیان انقلاب فرهنگی از دانشگاه داشتهاند با هیچ دانشگاهی سازگار نبود. کسانی از آنان هرگز دانشگاه نرفته بودند و آنان که دانشگاه رفته بودند دانشگاه را جایی برای ارتقاءِ پایگاه اجتماعی خود دیده بودند، مانند دبیرستانی که مدرک آن موجب میشود سرباز صفر به درجهدار ارتقاء مقام پیدا کند. آنچه آنان، به عنوان غیر دانشگاهیان، نمیتوانستند بدانند این نکتۀ ظریف بود که با هر تصرفی در دانشگاه آن را از روح واقعی آن دور میکنند. به تعبیر دیگری، میتوان گفت که دانشگاه رصدخانهای برای حرکات اقمار زمینی هر کشوری است که بر گِرد آن، اما نه بر مدار آن گردش میکنند. در دو سه دهۀ اخیر، دانشگاهِ ایران، در تسخیر فعالان سیاسی چپ و راست، مشغول «بحث دربارۀ جنسیت ملائکه»، نه تصوری از تحولات جهانی پیدا کرد، نه منطقهای! تحولات جهانی و منطقهای نیز، در غیاب ما، و در توهّم اینکه معادلات جهانی تابعی از ارادۀ ما هستند، که «ما میتوانیم!»، چنان روندی پیدا کرده است که با ابزارهای دانشگاهی که روزـ بهـ روز آن را نحیفتر و رنجورتر کردهایم، فهم آنها ممکن نیست. اینک، شبح این تحولات بر دروازههای ایران ایستاده است و به نظر نمیرسد که با وِردهایی که تاکنون دانشگاه به ما آموخته، و ما خواندهایم، بتوان چنین غولی را در شیشه کرد. همچنانکه هر موضوعِ علمی منطقی دارد، و میدان جاذبهای ایجاد میکند، که با منطق و میدان جاذبۀ دیگر موضوعات علم متمایز و متفاوت است، دانشگاه ملّی در میدان جاذبۀ ملّت تأسیس میشود و منطق آن را تبیین میکند. اگر دانشگاهِ ایران ملّی میبود، میبایست بتواند، پیش از آنکه بحران چنان عمق و شدتی پیدا کند که اینک پیدا کرده است، نشانههای آن را در افق ببیند و، پیش از آنکه ایران در محاصرۀ کامل ائتلاف نوعربیـ نوعثمانی دربیاید، که میتواند آن را خفه کند، و پیش آنکه منافع ملّی ایران وجهالمصالحۀ امپریالیسم مضاعف روسیه و چین شود، که نزدیکی با آنها هیچ سودی برای ایران نخواهند داشت و ضررهای بسیاری نیز خواهند داشت که تاریخ گواهیهایی صادق و بیامان بر آن دارد، توضیحی از دگرگونیهای استراتژیکی علیه ایران بدهد. این وضع همان است که من پیشتر آن را وضع دانشگاه به عنوان نهاد علم بدون موضوع خواندم. در همسایگی نزدیک مرزهای ایران، اینک، منطقِ مضاعفِ خلافتِ اصلاح شدۀ عربستانی و نوعثمانیگری تورکستانی در حال تدوین اصول اساسی خود هستند؛ طبقۀ حاکمه و شمار اندک نخبگان عربستانی آگاهانه به الزامات این منطق تن در داده و خود را در میدان جاذبۀ آن قرار دادهاند؛ دانشگاه تورکستانِ بزرگ نیز، در یک صد سال گذشته، از دورۀ ملّیگرایی آتاتورکی تا نوعثمانیگری اسلامگرای کنونی، پیوسته، دانشگاه ملّیگرایی تورکی تورکستان بزرگ بوده است. دانشگاهِ ایران، در چهار دهۀ گذشته، لعبتی در دست لعبتبازانی بوده است که حتیٰ دریافت درستی از منافع درازمدت خود نیز نداشتهاند.
تصرفات نهادهای دولت در دانشگاه در دورههایی به درجهای رسیده که، با پایان هر ریاست هر رئیس حکومتی، وزیر علم و همکاران او، با بسط یدی که داشتهاند، همۀ بیکاران آتی وزارتخانههای در شُرُفِ بیکار شدن را در دانشگاههای پایتخت جاسازی کردهاند و البته هیچ یک از این شیفتگان خدمت نیز به هیچ شهرستانی نرفتهاند تا در آنجا به خدمت به مستضعفان ادامه دهند. دانشگاه، در ایران، اگر هم در اصل دانشگاه میبود، که چندان هم نبود، میتوانست، با ورود همین جماعت کارمندانِ سابق و استادانِ لاحِق، با فهرستی از چند صد مقاله، کتاب، تحقیق، شرکت در همایشهای علمی جهانی، به خاک سیاه بنشیند. چنانکه به مناسبتی دیگر دربارۀ گروه علم سیاست دانشگاه تهران گفتهام، به عنوان مشتی از خروار، تحمیل سیزده «دانشمند» از فرآوردههای دانشگاه تربیت مدرس، در نیمههای دهۀ شصت خورشیدی، حتیٰ پیش از آنکه مدرک مدرسی را اخذ کنند، که نجفقلی حبیبی معمار آن بود، به گروه علم سیاست دانشگاه تهران، همچون تیر خلاصی بر آن گروه نیمبسم بود. این وضع، این مداخلههای بیرویّهای که در دو سه دهۀ اخیر مکرر شده است، در شرایطی چنین بحرانی در داخل و پرمخاطره در مناسبات خارجی نمیتواند ادامه پیدا کند. دانشگاه امری ملّی است و مِلکِ طِلقِ هیچ گروه خاصی در کشور نیست که از هر جا بخواهند در آن درآیند. این دانشگاه ملّی نیز ناظر بر حوزۀ مصالح عمومی کشور است و هیچ عملی برای کشور و حتیٰ گروههای اجتماعیـ سیاسی کشور بدتر عاقبتتر از تصرف در حُسنِ جریان امور آن نیست.
1 این تفسیر «ملّی» از اصول مذهب کاتولیکی در فرانسه به قیاس Anglicanism در انگلستان gallicanisme خوانده میشود.
2 بیت کامل، که در داستان پادشاهی انوشیروان و ضمن اندرزهای بزرگمهر آمده، چنین است : میاسای ز آموختن یک زمان/ز دانش میفگن دل اندر گمان.
3 از میان فیلسوفان آلمانی هگل را «فیلسوف ملّی آلمان» خواندهاند.
Karl Rosenkranz, Hegel als deutscher Nationalphilosoph, Leibzig, Duncker & Humblot 1870.
فیشته بیشتر از آنکه فیلسوف ملّی باشد، پس از وارد شدن سپاهیان فرانسوی به یِنا موضع ناسیونالیستی شدید گرفت.
4 بحث دربارۀ سامان آموزش عالی در اروپا با آغاز دوران جدید شروع شد. پیشتر، ویکو رسالۀ مهمی دربارۀ روش مطالعات علمی نوشته بود که من در جای دیگری خلاصهای از آن را آوردهام. مهمترین رسالههای نوشته در این باره نیز به آلمان مربوط میشود که بویژه با رسالۀ کانت، با عنوان نزاع دانشکدهها، آغاز شد و هگل و شلینگ رسالههایی در این باره تدوین کردند.
5 البته، در تحول بعدی، رشتۀ «علوم اقتصادی» هم، به تبع دانشکدههای حقوقِ آن زمانِ فرانسه، سومین رشتهای بود که در دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی تدریس میشد. من از این حیث به این رشته اشارهای نمیکنم که در نظام سنت قدمایی ایران هیچ چیزی وجود نداشت که شبیه به علم اقتصاد باشد که رشتهای یکسره نو در میان علوم اجتماعی به شمار میآمد.
6احمد فردید اصطلاح «نامیداری» را در توضیح این آیه از سورۀ بقره : «وَ عَلَّمَ آدمَ الأسماءَ کلّها»، به کار میبرد و میگفت وقتی خداوند نام همۀ موجودات را به آدم آموخت، او نامیدار شد.
7 بدیهی است که منظور از تأسیس در این مورد تأسیس در معنای دقیق علوم انسانی و اجتماعی نیست که در اروپا از سدۀ هیجدهم به بعد به انجام رسیده است. منظور من این است که اگر بخواهیم به اجتهادی در مباحث علوم انسانی و اجتماعی برسیم، ناچار باید بتوانیم علم ناحیهای ایرانشهر را با توجه به مبانی این علوم مورد بررسی دوباره قرار دهیم. به عبارت دیگر، باید بتوان مواد تاریخ و تاریخ اندیشه در ایران را به محک اصول کلّی علوم انسانی و اجتماعی زد. آنچه امروزه از علوم انسانی و اجتماعی در دانشگاه، و البته بیرون از آن، به صورتهای گوناگون تولید میشود، اگر بتوان گفت، خردهفروشی فرآوردههای دانشگاه آمریکایی است. در رشتههایی که تحولی در دانشگاه ایران صورت گرفته، در بهترین حالت، در خلاف جهتی بوده است که میبایست دگرگونی صورت میگرفت. یک مورد جالب توجه جانشین شدن زبان فرانسۀ تخصّصی با انگلیسی برای رشتههای حقوق عمومی و خصوصی است که در واقع حتیٰ اگر دانشجویی انگلیسی کاملی نیز بداند و تسلطی به منابع انگلیسی پیدا کند در تفسیر قانون مدنی ایران او را به کار نخواهد آمد. مورد حقوق عمومی از این نیز پیچیدهتر است، زیرا، از سویی، حقوق عمومی ایران از زمان قانون اساسی مشروطه مندرج در تحت حقوق عمومی فرانسه بود و، از سوی دیگر، از دو سده پیش، بیشترین شمار نظریهپردازان حقوق عمومی آلمانی بودهاند و اگر حقوقدانی با منابع آلمانی آشنایی نداشته باشد، بسیاری از ظرایف حقوق عمومی از او فوت خواهد شد.
8 کهنترین این دانشگاهها هاروارد است که در سال 1636 بنیادگذاری شد و با نفقۀ یک کشیش فارغالتحصیل دانشگاه کیمبریج انگلستان، جان هاروارد، نام دانشگاه به هاروارد تغییر پیدا کرد. در واقع، این دانشگاه در آغاز قرار بود نخستین نهاد آموزش عالی انگلستان در امریکای شمالی باشد و از آن پس به مهمترین نهاد علمی ایالات متحده تبدیل شد.
9 این ایدئولوژیکی شدن بخشی از علم «مدرسه» از ضرورتی ناشی میشد که خاستگاه آن به مخالفتهای صریح کسانی مانند شیخ فضلﷲ با علم جدید برمیگشت : «تو را به حقیقت اسلام قسم میدهم! آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمیکند؟ مدارس را افتتاح کردید، آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید..! چه معنی دارد زن درس بخواند. این عین اشاعۀ فاحشهخانههاست و صَرفِ وجوه متبرکۀ روضهخوانی و وجوه زیارات برای افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیزگان مخالف اسلام است.» شیخ فضلالله نوری، تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل، ص. .
10 به عنوان مثال، آخوند خراسانی در کفایة الاصول، مینویسد : «إنَّ موضوعَ كُلِ علمٍ و هو الذی يُبحَثُ فيه عن عوارضِهِ الذاتية»، قم، مؤسسة اهل البیت 1409، ص. 7. شیخالرئیس همین تعریف را به پارسی سره چنین آورده است : «هر علمی را چیزی هست که اندر آن علم از حالِ وی آگاهی جویند.» ابوعلی سینا، دانشنامۀ علایی، «الهیات»، به کوشش محمد معین، تهران، انجمن آثار ملّی ایران 1333، ص. 1.