۳ اکتبر ۲۰۲۱

12 امروزه، دانشگاه در هاویه‌ای هبوط کرده است که علمای ساکن در آن، با هوش سرشار و ذهن وقّاد خود، در هر سخنی دربارۀ ملّت ردِّ پای فاشیسم، خودکامگی، توتالیتاریسم و ... را پیدا می‌کنند، و البته چون نمی‌دانند در جستجوی چه چیزی هستند چیزی را نیز پیدا نمی‌کنند. تردیدی نیست که از استادانی که فارسی درستی نمی‌دانند، به عنوان فعالان سیاسی، نمی‌توان انتظار داشت که جز یاوه چیزی بگویند. نیازی به گفتن نیست که ایرانشهر ربطی به دولت در معنایی که فعالان سیاسی می‌فهمند نیز ندارند که قرار گرفتن ایرانشهر به عنوان موضوع دانشگاه آن را دولتی و تابع تصمیم‌های دولت، یعنی حکومت، قرار دهد. داشتن موضوع برای دانشگاه به معنای این است که دانشگاه تابع منطق علم خود است و تابع هیچ منطق دیگری، بویژه منطق سیاست، نیست. 

13 در جای دیگری توضیح داده‌ام که، به نظر من، ایران در آستانۀ درآمدن به محاصرۀ این دو ایدئولوژی است و بخش عمده‌ای از مخالفان نظریۀ ایرانشهری، آگاهانه یا ناآگاهانه، با منحرف کردن بحث به خطر فاشیسم و ...، آب به آسیاب این ایدئولوژی‌ها می‌ریزند و راه این محاصره را هموار می‌کنند. تا زمانی که این مدعیان به جای شعار دادن و رجز خواندن بحث علمی نکنند باید این شبهه را در مورد آنان به قوّت حفظ کرد. 

14 همین نجف‌قلی حبیبی، که، در دورۀ نخستِ بسطِ یَد، آن سیزده نفر را که در آن زمان از اصول‌گرایان به شمار می‌آمدند، با عوض شدن اوضاع، در دورۀ اصلاح‌طلبی، این بار، به عنوان رئیس اصلاح‌طلب دانشگاه علامه، با همان بسط ید، کسانی از فعالین اصلاح‌طلبی را وارد همان دانشگاه کرد. بررسی تصرفات این فرد در امور چند دانشگاه و دانشکده در دوره‌های متفاوت می‌تواند پرتوی بر آسیب‌شناسی دگرگونی‌های دانشگاه بیفکند. اگر کسانی به فکر اصلاح باشند باید بدانند که چه اِفسادی در ژرفای نظام علمی کشور و دانشگاه صورت گرفته و نتایج چنین بررسی‌هایی می‌تواند هم‌چون دیباچه‌ای بر طرح اصلاح باشد.