۳ جولای ۲۰۲۲
مزدوران ائتلاف ترکی در داخل ایران تلاش میکنند با انتساب اشعار ترکی «نظامی قونوی» یا «قارامانلی» به نام نظامیگنجوی و انتشار آن در ایران (به شرحی که خواهد آمد)، و نیز انتحال بیتهای جعلی مانند «پدر بر پدر مرمرا ترک بود ـ به فرزانگی هر یکی گرگ بود» و سایر اقدامات مذبوحانه، از این شاعر شاخص ایرانی، شاعری ملی برای «دولتملت» ترک بادکوبه دستوپا کنند. لازم به توضیح است که بیت «پدر بر پدر ...»، در هیچ نسخهای وجود ندارد و از حدود دو دهه قبل است که صدیق مترجم ترکگرای دیوان لغاتالترک کاشغری آن را ساخته و به نقل از یک خانم مجهولالهویه (که حسبالادعا بیت مذکور را در یکی از نسخههای نظامی در استانبول دیده) در کتاب دیوان لغتالترک وارد کرده است. علاوه بر این نکته، ایرادهای اساسی دیگری نیز در بیت جعلی وجود دارد که نمیتوان آنها را به داستانسرای چیرهدستی چون نظامی نسبت داد، مانند قافیه شدن «ترک» و «گرگ» که شایسته شاعری چون نظامی نیست. و بدتر از آن، نسبت دادن فرزانگی به گرگ است که نه در ادبیات فارسی سابقه دارد، و نه در شعر نظامی. نگاهی به سرودههای نظامی نشان میدهد که او نیز همانند سایر شاعران بزرگی ایرانی، از نماد گرگ برای اشاره به خوی درندگی و بدگوهری بهره جسته، و استفاده استعاری جدید یا متفاوتی از این نماد ندارد.
نظامی در اسکندرنامه در بخش بستن سد بر سر راه نفوذ قوم یاجوجوماجوج از منطقه خزران به سمت ایران، که حسب نظر بسیاری از نویسندگان دوره اسلامی، قوم یاجوجوماجوج همان ترکان هستند، اینگونه سروده است:
مکن کار بد گوهران را بلند
که پروردن گرگت آرد گزند
چو دیوان آهندل الماسچنگ
چو گرگان بد گوهر آشفته رنگ
چنانچه عرض شد، در استفاده استعاری و کنایی از نماد گرگ، هیچ تفاوتی میان شاعران بزرگ ایرانزمین وجود ندارد. آنچه در استفاده از این نماد (از منظری که ما نگاه میکنیم) اهمیت مضاعف دارد، این است که نظامی به دلیل ترتّب زمانی، تاثیرگذار بر شاعران پس از خود بوده است. بیتردید انتحالکننده چنین بیتی، پانترکی مالامال از ایدهئولوژی «بوزقورد»ی بوده است، وگرنه هیچ شاعر ایرانی نمیتواند در ادبیات کلاسیک ایران، از گرگ استعارهای برای فرزانگی پیدا کند.
در باره ترکیسازی از چهره نظامیگنجوی، آنچهکه از یکسو مایه شرمساری و از سوی دیگر مایه نگرانی است، (1) انتشار اشعار ترکی نظامیقونوی به اسم نظامیگنجوی در ایران با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران (2) افزودنهای متوالی به آن (3) درج نام نظامی گنجوی در مواد درسی رشته زبان و ادبیات ترکیآذربایجانی دانشگاه تبریز، در شمار «شاعران آذربایجانی پارسیگوی» که بیانگر غیرپارسیزبان بودن اوست!! اینها مسائلی نیست که به راحتی بتوان از آنها گذشت. در دورهای که نظامی زیست و شعر سرود، پارسیگویی در آذربایجانِ فارسیزبان معنایی ندارد. وقتی میگوییم شاعران پارسیگوی، یعنی اصل در آذربایجان ترکیگویی است و پارسیگویان افراد قلیلی هستند که علاوه بر ترکیسرایی، فارسیسرایی نیز کردهاند. اولیای چلبی که ایلچی عثمانیها بود، در گزارش خود از شهرهای آذربایجان و آران، بویژه تبریز در سده یازدهم نوشته است که «زبان معارف تبریز فارسی است». وقتی هنوز تا چهارصد سال پیش، زبان ادبی، علمی، آموزشی، تجاری، دیوانی و دینی و ... در تبریز فارسی است، چگونه نظامیگنجوی در قرن ششم ]ترک [پارسیگوی است؟! وقتی دستگاههای دولتی مسئول فرهنگ و ادب و تاریخ کشور، از اینگونه حساسیتها تهی شدند، آنگاه است که مهدیپور نامی، نخست بدون هیچگونه تعلّقی به نمادهای ملی و ادبی ایرانی، به ریاست دانشکده ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز میرسد، و سپس با کمال وقاحت کلمه «آذری را جعلی و طاغوت» مینامد؟! جعلی و طاغوت نامیدن واژه آذری که خط تمایز روشنی میان تبار ایرانی آذربایجانیها و تبار ترک ترسیم میکند، انحرافی برای تمهید مقدمات ائتلاف ترکی به رهبری سلطانخلیفه نوظهور عثمانی است که هدف غایی آن تشکیل ترکستان بزرگ است. آذری نامیدن ساکنان آذربایجان، فارغ از اینکه واقعیتی تاریخی است، از این حیث اهمیت دارد که عنصر ترک در ایران، عنصری «دخیل» است و بیتردید اصرار جریانهای گریز از مرکز ترکی برای طاغوت نامیدن واژه آذری، رخنه در وحدت ملی ایرانیان است. امروز سر گربه ایران در جنوب ارس و باریکه ارمنستان در شمال آن، تنها مانع پیوست سرزمینی کشورهای عضو ترکستان موهوم است. بنابراین طاغوت خوانده شدن آذری از دانشگاه تبریز، نمیتواند امری اتفاقی باشد. در سابقه کهن آذری بهعنوان اسم زبان مردم آذربایجان، همین بس مسعودی که حدود هزار سال پیش از آذربایجان دیدار داشته است، «الفهلویه والدّریه والآذریه» را جزو زبانهای اصلی مملکت واحد ایرانی معرفی کرده است. (التنبیهوالاشراف، ج1، ص68)
میدانیم که نظامیقونوی (سده نهم) نزدیک به سه سده پس از نظامیگنجوی زیسته و سالها در تبریز رحل اقامت افکنده و با شعر فارسی و عربی، بویژه سرودههای نظامیگنجوی آشنایی کامل داشته و در برخی شعرهای ترکی خود از شعرهای فارسی نظامیگنجوی تاثیر لفظی و مضمونی پذیرفته است. بار دیگر تاکید میکنیم که اصرار جریان پانترکیسم بر انتشار اشعار جعلی در ایران، به این دلیل است که؛ نخست از غفلتی که بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران سایه افکنده است، کمال بهره را ببرد، زیرا بهنظر میرسد که این وزارتخانه حساسیتی در برابر تاراج مواد فرهنگی و ملی ایران ندارد. و دیگر اینکه، انتشار دیوان جعلی در ایران که موطن اصلی نظامیگنجوی، و مدعی انحصاری هویت ملی اوست، بهترین استدلال برای تایید هویت ترکی و ترکیسرایی او خواهد بود. بسیار جای تاسف دارد که اخیرا نسخه دیگری تحت عنوان «نظامینین تورکجه غزللری ـ غزلیات ترکی نظامی» براساس نسخهای که ادعا میشود از کتابخانه آیتالله گلپایگانی پیدا شده، در سالجاری توسط یک انتشارات شناخته شدهی جریان پانترکی به نام «آذرکتاب توران» چاپ شد که آیتی در جعل و کتابسازی باسمهای است. متاسفانه خواب حاکم بر وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی چنان سنگین است که در نسخه یادشده، ترجمه ترکی بخشهایی از غزلیات فارسی نظامیگنجوی نیز ذیل عنوان «نظامینین تورکجه غزللری» یا «غزلیات ترکی نظامی» به اشعار ترکی ادعایی اضافه شده تا دیوان موهوم نظامی را که بسیار لاغر بود، بزرگتر و ضخیمتر بِنُمایانند و بدینوسیله از او شاعری با اصالت و دغدغه ترکی، و با اشعاری قابل توجه به زبان ترکی ارائه کنند. دیوانسازی ترکی برای نظامیگنجوی زمانی در دستور کار جریانهای هویتطلب قرار گرفت که سعید نفیسی از وجود نسخهای از اشعار نظامیگنجوی در کتابخانه خدیویه مصر خبر داد. چنانچه مرحوم سعید نفیسی در مقدمه دیوان قصاید و غزلیات نظامیگنجوی (ص 131) توضیح داده، در شرحی که کتابدار کتابخانه خدیویه مصر در باره اشعار نظامی نوشته، قید «و هو بالترکیه» نیز بهدلیل عدم آشنایی فهرستنویس مصری با نظامی و شعر فارسی و یا بهدلیل اشتباه در زمان طبع، به آخر متن معرفی نظامی اضافه شده و در نتیجه اشعار ترکی نظامی قونوی در ضمن اشعار فارسی نظامیگنجوی طبقهبندی شده است. صدیار وظیفه که برای اولین بار این نسخه از دیوان نظامی قونوی را با جعل آشکار به نام نظامیگنجوی در ایران چاپ کرده است، ادعا نموده که مرحوم نفیسی در مقدمه ديوان قصايد و غزليات نظاميگنجوي ... در صفحه 132 كتاب آورده كه: «نظامي اثري دارد شامل غزل و قصيده به زبان تركي كه من نتوانستهام پيدايش كنم. اما احتمالاً در كتابخانه مصر موجود است» (خبرگزاری ایسنا، 18 بهمن 1382، کد خبر: 07008 - 8211). نه تنها استاد سعید نفیسی چنان ادعای گزافی نکرده بلکه تاکید کردهاند که مولف فهرست کتابخانه خدیویه مصر «چون چندان واقف بزبان فارسی نبوده، اشعار نظامی را به ترکی پنداشته است و یا اینکه در هنگام تحریر و یا طبع فهرست مزبور، اشتباه و تحریفی دست داده است و این جمله ـ و هو بالترکیه ـ نتیجه شبهه است» (دیوان قصاید، ص 131). بدیهی است که انگیزه مصحح از این جعل بیشرمانه روشن است. او میخواهد از اعتماد جامعه علمی و ادبی به استاد نفیسی استفاده کند تا ترک بودن نظامیگنجوی را مدلل سازد. اما واقعیت این است که خورشید حقیقت را نمیتوان برای مدتهای طولانی پشت ابر مخفی داشت. مهمترین منبع برای داوری در باره فارسیزبان یا ترکزبان بودن نظامی، اشعار پرشمار خود اوست.
دنباله دارد