۷ جولای ۲۰۲۲

موضوع سوم مخاطبینی است که شاعر با آنان سخن می‌گوید و بالاخره انتخاب زبانی که از یکسو زبان مشترک میان شاعر و منابع فکری و فرهنگی و تاریخی او، و از سوی دیگر، زبان مشترک میان شاعر و مخاطبین اوست. نمی‌توان تصور کرد، شاعری که او را ترک می‌دانند، برای مخاطبینی که آن‌ها را نیز ترک می‌پندارند، در دوره‌ تسلط حاکمان ترک، با زبانی بیگانه با زبان ترکی و به گواهی علیشیر نوایی ضعیف‌تر و محدودتر از زبان ترکی، شاعری بکند؟! چه چیزی شاعر مثل نظامی ترک‌تبار مفروض را مجبور می‌کرد زبان بیگانه فارسی را وارد کند و با آن برای مخاطبان ترکش شعر فارسی بگوید؟! شاید تنها اجباری که در چنین شرایطی قابل تصور باشد، این است که نه دنیای ترکی شاعر واجد منابع کافی برای الهام هنری و اندیشه او بوده، و نه زبان ترکی گنجایش و انعکاس معانی مورد نظر شاعر را داشته است. همین‌جا می‌توان بی‌ارزش بودن داوری علیشیرنوایی و همه کسانی‌که زبان ترکی را قوی‌ترین زبان دنیا می‌پندارند، مشاهده کرد که آن‌چنان ظرفیتی نداشته است تا نظامی بتواند افکار و احساسات خود را با آن برای هم‌زبانان فرضی خود ارائه کند. کسانی که نظامی را ترک می‌دانند، یا او را در آفرینش علمی، ادبی و هنری مجبور و مُکرَه می‌دانند، باید بتوانند به پرسش‌های یادشده پاسخ بدهند. نکته بسیار مهمی که در موضوع رابطه میان شاعر و مخاطب او وجود دارد، اشتراک زبانی یا همزبانی است. هر شاعری را در جامعه خود، می‌توان با پیامبران در میان امت خود مقایسه کرد و از این جهت همزبانی میان یک پیامبر و امت او بسیار مهم است. بنابراین نمی‌توان تصور کرد، نظامی شعرهایش را به زبانی سروده است که زبان مردم جامعه‌اش نبوده است. با این حال کسانی که تلاش می‌کنند، نظامی را ترک یا حتی ترک‌زبان قلمداد می‌کنند، به برخی ابیات او استناد می‌کنند که در پایان این مقال به آن‌ها اشاره می‌کنیم. یکی از بیت‌هایی که به آن چنگ می‌زنند بیت زیر است:
ترکیم را در این حبش نخرند
لاجرم دوغبای خوش نخورند
بیت بالا را نظامی هفت‌پیکر میان اشعاری در باره «ستایش سخن و حکمت و اندرز» سروده است. همه 161 بیتی که نظامی در این باب سروده، هیچ نسبتی با نژاد و تبار ندارند. او در اهمیت سخن می‌گوید: «آنچه او هم نوست و هم کهن است ـ سخن است و در این سخن سخن است