۱ اکتبر ۲۰۲۱

با توهّمی که بسیاری از مسئولان نسبت به «عمق استراتژیک ما»، منافع «امّت» و «پارۀ تن اسلام» دارند بعید است که بتوان چنان‌که باید از منافع ملّی ایران دفاع کرد. انفعال در سیاست خارجی، نفوذ احتمالی گروه‌هایی از «اتباع» کشورهای همجوار در نهادهای حساس کشور، و این‌که مسئولان هیچ تصور روشنی از رابطۀ نیروها در مناسبات با دیگر کشورها ندارند، چنان‌که مورد عراقچی نمونه‌ای سخت اسفناک از آن است، موجب شد که ایران نتواند در جنگ اخیر آرتساخ/قره‌باغ منافع خود را تأمین و دست اردوغان را از منطقه کوتاه کند. ایران می‌بایست، ضمن حفظ بی‌طرفی در جنگ کنونی قره باغ، منافع ملّی درازمدت خود را نیز در نظر می‌گرفت و به هر بهایی از آن دفاع می‌کرد. در سال‌های اخیر، باکو و آنکارا، در شرایطی که بسیاری از مسئولان ایرانی در توهّم «پارۀ تن اسلام» بودند، نیروهایی را در داخل و خارج مرزهای ایران جاسازی کرده‌اند. من از یک دهه پیش هشدار داده بودم که دو پایتخت نامبرده برنامه‌های درازمدتی برای ناامن کردن ایران از درون دارند، تحرکات اخیر در برخی شهرهای شمالی و موضع‌گیری‌های نابهنگام و سخت نسنجیدۀ برخی از امامان جمعه، که از سیاست همان قدر می‌دانند که از درمان ویروس کرونا با روغن بنفشه، قرینه‌هایی هستند که عوامل نفوذی، اعمِّ از این‌که مواجب بگیر تورکستان بزرگ باشند یا نه، تهدیدهایی برای امنیت کشور هستند و باید تدبیری برای مهار آن اندیشید. 

باری، گروه‌هایی از دشمنانی که قرار بود در «عمق استراتژیک ما» از میان برداشته شوند تا مرزهای ما را تهدید نکنند اینک در پشت مرزهای شمال غرب کشور استقرار یافته‌اند و در جاهای دیگری نیز حضور فعال دارند. اردوغان ماهرانه از آن‌ها در سوریه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده، و بقیةالسیف آن‌ها را تحویل علی‌اف قرار داده است تا هم ستر عورتی برای عدم کارآیی سربازان و فرماندهان ارتشی از بردگان علی‌اف باشند و هم وسیلۀ فشاری در مرزهای ایران تا بتواند به اخاذی‌های خود ادامه دهد. پیشتر نیز برخی از مسئولان ترک به تصریح گفته بودند که مسئولان ایرانی نباید فراموش کنند که «ترکان» در ایران حضور دارند! آن حضور «ترکان»، اینک، به لطف بازی ماهرانۀ اردوغان، و با تحلیل نادرست مسئولان ایرانی، با حضور «گروه‌های تکفیری» در برخی از مرزهای ایران بیش از پیش تقویت شده است و با سخنان غیر مسئولانۀ افرادی که نه صلاحیتی در مناسبات خارجی دارند و نه دانشی بیم آن می‌رود که توهّم‌هایی که چنین تحلیل‌های «امّت‌مدار» ایجاد می‌کنند در شرایط پرمخاطرۀ کنونی موجب فلج شدن مسئولان در تصمیم‌گیری برای برخورد با خطری باشد که مرزهای کشور را تهدید می‌کند. وقتی کشوری را که آدمخوران داعش را در مرزهای شمال کشور مستقر می‌کند «پارۀ تن اسلام» می‌نامیم آیا مجوزی شرعی برای به آشوب کشیدن عوامل داخلی آنکارا و باکو صادر نمی‌کنیم؟ یکی از اهداف این «پارۀ تن اسلام» این است که با تصرف قره‌باغ صدها کیلومتر بر مرز مشترک ایران و جمهوری علی‌اف‌ـ اردوغان اضافه کند تا بیشتر بتواند به اخاذی‌های خود ادامه دهد. نباید این مایه ساده‌لوح باشیم که گمان کنیم چیزی به نام جنگ اسلام و مسیحیت وجود دارد یا در دنیای کنونی می‌تواند وجود داشته باشد. هر جنگی در دروان جدید جنگ برای منافع ملّی است و بی‌دلیل نیست که دشمنان ایران، در خارج و داخل، و بسیاری از اینان در کسوت استادان دانشگاه به همۀ مجعولات ممکن متوسل می‌شوند تا ثابت کنند که دفاع از کیان کشور به معنای دفاع از ناسیونالیسم خواهد بود، که گویا همان فاشیسم است. این بحث‌های نظری مندرج در تحت سفسطه هستند، برای رخنه افکندن در وحدت ملّی ایران و پراکنده کردن شهروندان میهن‌دوست و تلقین یأس به آنان تا از زیر پرچم دفاع از وحدت سرزمینی پراکنده شوند و دشمنان ایران به اهداف خود نایل آیند. امروزه، حملات به ایران تنها از جانب دشمنان نیست؛ بسیاری از ایرانیان، در داخل و خارج، با سوءِ استفاده از فضای مجازی لجام‌گسیخته کوشش می‌کنند به انواع لطایف‌الحیل رخنه‌ای در ارکان وحدت ملّی ما ایجاد کنند. بویژه خطاب من به جوانان است که مرعوب اسناد جعلی و بدخوانی آن‌ها نشوند؛ تاریخ ایران به اندازۀ کافی روشن است و همۀ منابع علمی و درست آن در دسترس همگان قرار دارد. ما هرگز نیازی به جعل تاریخ نداشته‌ایم. جعل تاریخ دستاویز قبیله‌هایی است که به تازگی از ناسیونالیسم قلابی ستر عورتی برای خود ساخته‌اند.

من امیدی ندارم که بسیاری از مسئولان گوشی برای شنیدن این حرف‌داشته باشند. چنان‌که بارها گفته‌ام، تا اطلاع ثانوی، ایران متولی ندارد. تنها ملّت ایران می‌تواند از کشور خود دفاع کند و نمایندگان دروغین از قماش عراقچی‌ها را از مصدر امور براند. استراتژی دفاع از ایران نیازمند فهمی متفاوت از ایران است، زیرا استراتژی برآیند به کارگیری ابزارهای برای تأمین منافع ملّی و ناظر بر بهره گرفتن از آن ابزارها در تأمین منافع ملّی است. از این‌رو، استراتژی پیوندی با سیاست داخلی یک کشور دارد، هم‌چنان‌که سیاست خارجی ادامۀ سیاست داخلی هر کشوری است. «عمق استراتژیکی» ایران تنها آن‌جایی می‌تواند وجود داشته باشد که فهم ملّی و دریافت درستی از منافع ملّی وجود دارد. حاملان این فهم ملّی ملّت ایران‌اند و بر ملّت است که از منافع ملّی کشور خود آگاهی پیدا کند و مسئولان را وادار کنند که به دفاع از آن منافع تن در دهند. هر ایرانی باید بداند دشمنان ایران در کجاها رخنه و جا خوش کرده‌اند. خوش‌خیالی در سیاست خارجی مایۀ نکبت ابدی است. من نشانه‌هایی از نوعی فروپاشی ایران را در افق را می‌بینم. ممکن است این استنباط من نادرست باشد، اما من ترجیح می‌دهم در دفاع از ایران اشتباه کنم، و ایران بماند، تا در خوش‌خیالی‌های امثال من کشور از دست برود. من پیرو میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام هستم که به فرستادۀ دولت بهیّه گفت قرارداد با روس را «به مردی یا نامردی» اجرا نخواهد کرد. گمان نمی‌کنم در مقابله با اردوغان‌ـ علی‌اف جایی برای مردی باقی مانده باشد. به نامردان توپکاپی باید فهماند که اگر دست از پا خطا کنند دست و پایشان به نامردی قطع خواهد شد.  

هفتۀ سالگرد نجات آذربایجان 

 آذر ماه 99

جواد طباطبایی